لحظاتی قبل وبسایت اعلمی را بخاطر درج مطلب زیر تعطیل کردند!
!http://www.akbaralami.com/index.php?option=com_content&task=view&id=99&Itemid=1
بررسی چرائی تغییرات کابینه نهم و پیامدهای آن
گرچه ترمیم کابینه از اختیارات ریاست جمهوری است لیکن اگر این تغییرات با تدبیر و دوراندیشی لازم صورت نگیرد، یقینا با پیامدهای ناخوشایندی همراه خواهد شد.با توجه به روند موجود در کشور و نبود احزاب واقعی و دارای برنامه و در نتیجه رجحان مدیرسالاری بجای شایسته سالاری و وابسته بودن همه چیز به اراده یک فرد و حاکم شدن اخلاق فاتحان در عزل و نصب ها، وقتی وزیر دستگاهی تغییر می کند، لاجرم لشگری بصورت اتوبوسی باید بروند تا لشگر دیگری بصورت اتوبوسی جایگزین آنها شوند و همین تغییرات است که باعث بی انگیزگی، عدم ثبات شغلی ،ناپایداری و مختل شدن کارها و از هم پاشیدن شیرازه امور در آن دستگاهی خواهد شد که وزیرش جابجا گردیده است و قهرا تبعات این اختلال دامنگیر سایر ارکان نظام و در نتیجه گسترده تر شدن نابسامانی ها در سطح کشور خواهد شد که دود آن همواره بچشم مردم می رود.بدیهی است که بدلیل نقش، موقعیت وجایگاه راهبردی وزارتکشور و وزارت امور اقتصادی و دارائی در سیستم ، وقتی که ایندو دستخوش تغییرات اینچنینی می شوند از این حیث ممکن است که بیش از سایر دستگاهها آسیب پذیر گشته و در کشور اخلال ایجاد کنند.
گرچه دولت نهم ضعیفترین دولت ها در طول 30 سال گذشته بوده و با تصمیم گیری های شتاب زده ، پوپولیستی و ناصواب خود بیش از دولت های پیشین به کشور خسارت وارد کرده است، با این وصف در تیم کنونی احمدی نژاد، پورمحمدی و دانش جعفری جزو معدود وزرای صاحب نظر و تاحدودی مستقل کابینه به شمار می آیند و در واقع برخورداری ازهمین دو ویژگی نسبی ،تحمل آنها را برای احمدی نژاد دشوار می سازد.عملکرد احمدی نژاد نشان داده است که وی بیش از آنکه به دنبال وزیر باشد از طریق آزمون و خطا در پی یافتن مرید است و با افراد بلند قدی که نمی توانند سرسپرده مطلق او باشند، مشکل جدی دارد از اینرو روحیات کمی تا قسمتی استقلال طلبانه و واقع بینانه دو وزیر مورد اشاره که بندرت به مقاومت در برابر زیاده خواهی های مخرب احمدی نژاد منحر می شد،با این گونه تمنیات و خلقیات وی سازگار نیست .
واقعیت این است که تغیرات انجام شده در کابینه بیش از آنکه با هدف نوآوری و این قبیل شعارهای بدون پشتوانه و یا سامان دادن امور صورت بگیرد، با انگیزه فرافکنی و تدارک بستر و مقدمات لازم برای زیاده طلبی های احمدی نژاد است و می توان گفت که هدف اصلی او از انجام این تغییرات،ضمن متوجه کردن همه تقصیرات به سوی وزرای خود،بیش از هرچیز زمینه سازی لازم برای دخالت های بیشتر در تصمیمات جزئی تر و جانبدارانه بنفع خود در وزارتخانه های کشور و امور اقتصادی است، از اینرو بجای دو وزیر کنونی قطعا از مهره هائی استفاده خواهد کرد که عملا از روحیات اطاعت پذیری و سرسپردگی بالاتری نسبت باو برخوردار هستند و مطمئنا این افراد از حیث شخصیتی نمی توانند افراد بلند قدتری نسبت به اسلاف خود باشند.
به بیان دیگر در انتخابات شورا ها و مجلس هشتم علیرغم تمهیدات گسترده دولت و تغییرات وسیعی که در سطح وزارتکشور صورت گرفت ، احمدی نژاد و حامیانش برای پیشبرد خواسته های خود و تصرف کرسی های مجلس و شوراها ناکام ماندند و داوطلبان مورد نظر آنها با شکست سنگینی در هر دو انتخابات مواجه شدند. از آنجا که دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ، احمدی نژاد و یارانش همچنان می خواهند بهر قیمتی که شده سنگر ریاست جمهوری را برای خود حفظ نمایند و با توجه به نارضایتی های گسترده ای که وجود دارد ،دستیابی به این آرزو به سه عامل پول ،نیروی انسانی و رای بیشتر نیازمند است. تغییرات صورت گرفته در وزارت نفت مشکل تامین پول را مرتفع کرده است،اما از هم پاشیدن شیرازه امور در کشور و بهم ریختگی اوضاع و همچنین تورم لجام گسیخته که امان را از مردم بریده، انگیزه ای برای حضور مردم در پای صندوق های رای و حمایت از احمدی نژاد باقی نگذاشته است.لذا باز به یک روش پوپولیستی دیگر برای بازیابی رضایتمندی موقت توده مردم نیاز است تا با استفاده از پول باد آورده نفت که هم اکنون در تسلط کامل دولت است، رضایت مردم حداقل تا ایام انتخابات تامین شود. وزیر اقتصاد و رئیس بانک مرکزی هر دو دانش آموخته اقتصاد هستند و بخوبی می دانند که تصمیمات آنی و دستوری در اقتصاد چه پیامدهای سوئی را بهمراه خواهد داشت، لذا بجای این افراد باید کسانی جایگزین شوند که اقتصاد پوپولیستی را به اقتصاد مبتنی بر عقلانیت ترجیح داده و تنها منویات شخصی احمدی نژاد را برای کسب محبوبیت بیشتر، هر چند به قیمت از هم پاشیدن شیرازه اقتصاد ملی تامین کنند.
سامان دان و جهت دادن آرا نیز نیازمند مجریان انگیزه دار و مریدان تنوری است، اما استقلال نسبی پورمحمدی و مهمتر از همه دوراندیشی و در نتیجه تمایل وی به آبروداری و امتناع از هزینه کردن کامل خود و آبرویش برای توجیه و حفظ دیگری ،مانع از عملی شدن کامل زیاده خواهی های احمدی نژاد و حامیان افراطی وی می شود،ناگزیر فعلا این دو مزاحم نیز باید برکنار شوند تا راه برای تحقق زیاده خواهی های احمدی نژاد بیش از گذشته هموار شود.
از اینرو احمدی نژاد به شرایط کنونی به عنوان یک فرصت می نگرد زیرا بعید است که مجلس هفتم در باقیمانده عمر خود به وزرای پیشنهادی احمدی نژاد رای اعتماد دهند و مجلس هشتم نیز تا خود را تثبیت کرده و سوار براوضاع شود حداقل چند ماهی بطول خواهد انجامید. تجربه نیز نشان داده است که ابر و باد و مه و خورشید همه در کارند تا موانع قانونی بیش از سه ماهه سرپرستی اداره یک وزارتخانه هم نادیده گرفته شده و طبق معمول نسبت به بعضی از اقدامات غیر قانونی دولت نهم اغماض شود و احمدی نژاد هم نسبت به این موضوع کاملا واقف است و اتفاقا در نظر دارد که با استفاده از همین فرصت طلائی و بکمک سرپرستانی که در دستگاههای موصوف می گمارد پیش از استقرار وزرائی که ناگزیرند به سهم خواهی های مجلس هم عنایت لازم را داشته باشند ، از سیاست “جا بنداز و راه بنداز” مشابه با همان اتفاقی که کم و بیش در وزارت نفت رخ داد(البته در سطحی بسیار وسیعتر) برای انجام تغییرات دلخواه خود و افزایش شانس پیروزیش در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ،حداکثر بهره را ببرد. در طول اینمدت هم چون این دو وزارتخانه مهم کشور بدون وزیر بوده و درنتیجه با سرپرستانی اداره خواهند شد که قانونا در برابر مجلس پاسخگو نیستند،قهرا مجلس برای جلوگیری از تغییراتی که قرار است صورت گیرد هیچ کاری نمی تواند انجام دهد و تا مجلس بخود آید و فشار نمایندگان در جابجا کردن بعضی از مهره های دلخواه خود به عنوان استاندار، فرماندار ،بخشدار و مدیر آموزش و پرورش و سایر روسای ادارات به نتیجه ای برسد، انتخابات دلخواه برگزار شده و …مگر اینکه خدا به داد مردم برسد! والسلام
توجه: آخرین نطق پیش از دستور دوران نمایندگی اینجانب روز یکشنبه مورخ 25/1/87 در مجلس ایراد خواهد شد.
ماخذ: وبسايت شخصي اكبر اعلمي
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر