۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۲, یکشنبه

اتحاد ، اتحاد و اتحاد، تاکتیک نوین جنبش های ملی …؟!!!- اولوس

آزاد تبریز- رشد و تکامل منطقی جنبش ملی - دمکراتیک آذربایجان جنوبی و مصرّ بودن فعالین و تشکلهای سیاسی و اجتماعی آن در به اثبات رسانیدن هویت ملی ملت ترک آذربایجان از سوئی و بازپس گیری حق تعیین سرنوشت به عنوان حقوقی ابتدائی و اساسی از سوئی دیگر هراس جبهه ارتجاع را بیش از بیش سبب گردیده است. آنان در مواجهه با حقیقت ماندگار جنبش های ملی و در هراس از پایگاه عظیم اجتماعی آنها است که پروژه های رنگارنگ خود را طرح و به اجرا می گذارند، غافل از آن که درخت تنومند جنبش های ملی اکنون آنچنان رشد نموده است که نه می توان آنرا کتمان نمود و نه می توان آنرا به نیستی کشانید.

و در این میان وحدت نامیمون به اصطلاح دشمنان دیروزی از جهاتی بسیار قابل تامل می باشد. اگر سلطنت طلبان دیروزی، شیخان متحجر و به اصطلاح چپ ها امروزه در کنار هم جای می گیرند، رشد موزون حرکتهای ملی ملل تحت ستم مسبب آن محسوب می گردد. درخت تنومند حرکتهای ملی اکنون آنچنان پروبال گرفته است که جبهه ارتجاع مجبور است صفوف خود را مستحکم تر نماید. چگونه است که سلطنت طلبان را اکنون همرزم و هم یار شیخان متحجرّ می بینیم؟ چگونه است که به اصطلاح برابری طلبان سرخ گوی اکنون مهر باطل بر جنبش برابریت طلبی آذربایجان می زنند و در به اصطلاح برنامه حزبی خود ملتی را لایق جدائی طلبی دانسته و دیگری را دشمن می نامند، به اصطلاح حزب کمونیست کارگری. آنانی که نکوهش واپس گرائی را سالهاست پیشه نموده و خود را نمایندگان برحق مردم و تمدن می خوانند اکنون از بلندگوهای رسمی و غیر رسمی فریاد وا اسفا را به عرش اعلا رسانیده و همگام با شیخان متحجرّ قانونیت ابتدائی ترین حقوق شهروندان دهکده جهانی را زیر سوال می برند. و در راستای سرکوب ملت به جان آمده راهکارها و شیوه های مشترکی را سازمان می دهند. گویا در فرهنگ ادب و هنر این آقایان، انقلابی جدید به عرصه آمده و معنای کلمات دوست و دشمن به ناگاه تغییر نموده است و شاید پیرایش بی حدّ و حصر زبان پارسی بسیاری از کلمات این زبان را محو نموده است! شاید آقایان سلطنتی، سرخ گویان دروغین و سیاه پوشان متحجرّ بار دیگر ندای انقلابی را شنیده اند، انقلابی که اینبار نمی توانند آنرا منحرفش نمایند. آری زمان، زمان دگرگونی است اما اینبار این دگرگونی، اشخاص را جایگزین نخواهد نمود، روابط را از بیخ وبن تغییر خواهد داد.

مثلث شوم سیاه ، سرخ و سفید که بازسازی تاریخ پر از راز و رموز سوسیال نازیسم آریائی را به خاطرها می آورد. اینبار از کوچه ی دیگری از این دهکده در حال شکل گیری می باشد. آنان اینک در کنار همند و اثبات نموده اند که دشمنان قسم خورده ملت های دربندند و خواهند بود. آنان سعی بسیار نمودند تا این فریاد حق طلبانه را در نطفه خفه نمایند. آنان بسیار تلاش نمودند، با ایجاد جوّ ترس و ارعاب و سرکوب بیرحمانه فعالین ومبارزان و خانواده های آنان دامنه مبارزات را بسته نگهدارند. آنان بسیار تلاش نمودند با سازماندهی گسترده بایکوت خبری، گوش دیگر شهروندان دهکده با حقایق جنبش های ملی آشنا نباشد. و اکنون توطئه ای عظیم را سازمان می دهند. بازگوئی واژگونه حقایق، آنگونه که خود می خواهند. آری در آذربایجان خبری است، دیگر دنیا بدان وقوف دارد و آنان می خواهند این خبر را واژگونه نمایند تا جنبش ملی آذربایجان را دیگر شهروندان این کره خاکی طور دیگری ببینند. آنطوری آنرا ببینند که منافع نامشروع به اصطلاح سرخان سیاهپوش سفیدپوست به خطر نیفتد. آنان تا دیروز جدای از همدیگر در مقابل ملّت های رزمنده ایستاده بودند و اکنون در کنار همند، از برای سرکوبی بیشتر و به مرور نسل کشی های بیرحمانه بسیاری را سازمان خواهند داد. آنان سالهاست که در سکوت گورستانی خودساخته نسل کشی ملل تحت ستم را سازمان داده اند و ابائی ندارند از کشتار و قتل وعام خونین بسیار.

در دانشگاه سهند تبریز، این دانشگاه سراسر رزمنده، دانشجویان اعتراضی را سازمان داده و به اعتصاب غذا روی می آورند همچون دو سال پیش. چشمها و گوشها به سوی دانشگاه سراسر رزمنده دقیق می شود. جنبش دانشجوئی در حرکتی پیروزمند پس از چندین سال به حمایت از جنبش زنان برمی خیزد چرا که ماهیت اصلی جنبش دانشجوئی برابرطلبیت بودن آن است و همین خصوصیت ویژه است که جنبش دانشجوئی را از دیگر جنبش های اجتماعی متمایز می نماید. همزمانی اعتصاب غذا با 19 اردیبهشت روز دانشجوئی آذربایجان جنوبی رژیم واپس گرای جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار می نماید ولی سیاسیون به اصطلاح حرفه ای خارج نشین همچون همیشه نه ماهیت حرکت را درک می کنند و نه می توانند در شرائط بوجود آمده حداقل عکس العمل سیاسی را سازمان دهند. گروههائی دانشجویان را سوسیالیست می نامند و گروههای دیگری خواسته ها کاملا صنفی است می گویند و شعارهای پارسی را زیر آگراندیسمان برده تلاش می کنند وابسته به مرکزش بنامد (ایران گرا). اما دانشجویان هویت طلب دانشگاههای آذربایجان حتی با شعارها و بیانیه های پارسی به حمایت از دانشگاه سهند برمی خیزند. تحلیل آنان به خوبی با واقعیات همخوانی دارد چرا آنان هیچوقت به فکر بهره برداری نبوده و نمی باشند. “حرکت اگر چه صنفی محسوب می گردد اما ماهیت آنان بیشتر فمینیستی است.” و رژیم مجبور به عقب نشینی ای حتی محدود می گردد.

در حرکت مشکوک دیگری وابستگان رژیم شاهنشاهی در ادعای دروغینی به اصطلاح “جنبش ملی آذربایجان ایران” را سازمان می دهند و بعضی از به اصطلاح چپ ها با شادی وصف ناپذیری به حمایت بر می خیزند. حرکت فوق از همان ابتدا معلوم بود که مقدمه ی است از پروژه ای عظیمی که طراحهای آن در ارگانهای اطلاعاتی داخل کشور سکنی گزیده اند. و اولین به اصطلاح حرکت این گروه بخوبی صحت ادعای فوق را تصدیق نمود. قرار دادن نام بعضی از اشخاص زیر اولین بیانیه شان بدون هماهنگی با آنان. در گام دوم تربیت بدنی رژیم واپس گرای جمهوری اسلامی ابتدا در تبریز و سپس در شهر ارومیه مردم را به ورزش صبحگاهی عمومی دعوت می کند. و مردم به جان آمده از جو ارتجاعی همچون همیشه بدور از مصالح سیاسی جهت استفاده از حداقل امکانات بوجود آمده به مکانهای مورد نظر حرکت می نمایند. اما خبرهای منتشر شده در پورتال ها بدور از رسالت خبرنگاری، فریب و سوء استفاده ننگین از فریب مردم را به عیان نشان داد. خارج نشینهای به اصطلاح سیاسی با آب و تاب بسیار دفاع جانانه ملت آذربایجان از نام خلیج فارس را در صدر اخبار خود قرار می دهند. منبع خبر خبرنگار تبریزی پیمان پاکمهر می باشد. در حقیقت عامل ارتباط رژیم (سیاه) با خارج و عوامل سلطنتی سابق (سفید) مزدور سرسپرده ای است که همه می شناسندش. کسی که حرفه مقدس ژورنالیستی را با اعمال ننگین خود لکه دار نموده است. همه می دانند که رسالت ژورنالیستی یا خبرنگاری دقیق بودن و درست بودن می باشد کلماتی که شخص پیمان پاکمهر عاری از آن بوده و می باشد. اندیشه های جناب آقای پیمان قابل احترام بوده و می باشد و کسی را با آن کاری نیست اما رسالت خبرنگاری چیز دیگری می گوید. ایشان بدون توجه به الفبای حرفه ژورنالیستی تحریف اخبار بر اساس نگرشهای خود را همیشه انجام داده و انجام خواهد داد.

همین دونمونه ذکر شده به صورتی آشکار سمت و سوی حرکت خزنده پروژه “مثلث شوم” ارگانهای اطلاعاتی را نشان می دهد. فریب از سوی رژیم و واژگونه سازی فریب ذکر شده از سوی خارج نشینان سرخ وسیاه، درست در زمانی که به سالگرد قیام شکوهمند خرداد نزدیک می شویم، سیاست بایکوت خبری با سیاست واژگونه سازی عوض می گردد. هدف آشکارتر از آن است که قابل درک نباشد. ملتی که دانشجویش اعتصاب غذا را با شعارهای پارسی همراه می کند و سوسیالیست مرکز گرا می باشد، ملتی در راهپیمائی میلیونی خود بدفاع از خلیج فارس برمی خیزد قابل قبول نیست که در اول خرداد به یاد شهیدنشان به کوچه ها بریزد. اگر هم در این روز بزرگ حرکتی انجام پذیرفت با پسزمینه ای که بصورتی کاملا عوامفریبانه آن را بوجود آورده اندش واژگونه اش جلوه اش می دهند و جو سرکوب را قانونی تر نشان می دهند.

سیاست های راهبردی پروژه مثلث شوم بر اصل عوامفریبی قرار گرفته است. در داخل فریب مردم از سوی ارگانهای اطلاعاتی و در خارج فریب دادن افکار عمومی دهکده جهانی برعکس حقایق موجود. اگر امروز پیمان پاکمهر بعنوان منبع خبری ذکر می گردد در روزهای آتی نامهای دیگری را شاهد خواهیم شد. حتی نام کسانی که در خبرگزاری ها و کانالهای خارجی سالهاست که به حرفه مقدس خبرنگاری مشغولند.

فعالین جنبش ملی – دمکراتیک آذربایجان جنوبی تا حدودی توانستند در مقابل اقدام ناجوانمردانه فریب و سوء استفاده از فریب ملت آذربایجان بایستند و حتی رادیو فردا را به تصحیح خبر وادارند. ولی مقاومت کارآمد در مقابله با پروژه مثلث شوم نیاز وافری به اعمال افزون سیاستهای سازمان یافته را دارد. حتی تصوری کوتاه از قتل عام خونین ملل دربند و واژگونه جلوه دادن همین قتل عام از سوی به اصطلاح عمال سرخ و سفید ارتجاع قابل تامل بوده و می باشد. پس چه باید کرد؟

از نقطه نظر منطقی، در قدم اول، اتحاد نیروهای منفرد، تشکلهای سیاسی و اجتماعی حرکت ملی، حول محوریت “جنبش ملی آذربایجان” جهت اتخاذ سیاستهای مشترک راهبردی و در قدم دوم، اتحاد عمل جنبش های ملل دربند در گستره مکانی مجموعه اراضی ای که فعلا ایران نامگذاری شده است می تواند کارساز بشمار آید. در زمانی که در جبهه ارتجاع، نیروهائی که تا دیروز به نفی و نابودی یکدیگر کمر بسته بودند اکنون در کنار هم می توانند بایستند، چگونه است که نیروهای ملی نمی توانند چنین سیاستی را اتخاذ نمایند؟ آیا زمان آن نرسیده است که نیروهای ملی صرفنظر از نگرش های سیاسی و جهان بینی های متفاوت در کنار هم بایستند؟ به یاد آوریم قتل عام خونین ملت ترک آذربایجان در جنبش ملی 21 آذر را که با دارا بودن 20000 شهید تا بحال عمق فاجعه را نه کسی درک نموده و نه کسی آنرا به تفضیل بیان نموده است.

اتحاد نیروهای ملی در سطح جنبش ملی آذربایجان براحتی فضای اتخاذ سیاستهای مشترک را سازمان داده و نیروهای پراکنده را حول محور جنبش می تواند گرد آورد و اتحاد عمل جنبش های ملی ملل دربند فضای واحد مبارزاتی ای را بنیان می گذارد که پروژه های رنگارنگ جبهه ارتجاع در انواع مختلف سرخ و سیاه و سفید آن را عقیم می گذارد.

هیچ نظری موجود نیست: