آزاد تبریز: مطالب دریافتی- “ش. نوری”: بعضی وقتها فکر می کردم ما هیچ وقت نخواهیم توانست بر شئونیسم فارس غلبه کرده و حقوق خود را زنده نماییم اما تلاش عجولانهً نوری علا ها و وطن فروش خائن و کسروی صفتها مانند پیمان پاک مهر و امثالهم با عملکرد خودشان هر روز ملت سرافراز آذربایجان را آگاه تر و بیدارتر می کند . بگذارید خاطره ای را برای تان تعریف نمایم . بعد از ازدواج اینجانب با همسرم متوجه شدم که ایشان بدلیل عقاید اصالتی و هویتی از رفتن به دانشگاه محروم گشته است. اینجانب نیز از آنجاییکه در یک خانوادهً مذهبی چشم به جهان گشوده ام لیکن یک فرد کاملا انقلابی و بسیجی فعال همیشه در مدرسه و دبیرستان و همچنین در دانشگاه به تبلیغ اهداف بلند پایهً نظام جمهوری اسلامی پرداخته و هر گونه حرکتی من جمله هویت خواهی را با توجه به شستشوی مغزی که در تک تک بسیجیها و شخص اینجانب صورت گرفته بود مغایر با نظام جمهوری اسلامی می پنداشتم . نمی دانم چقدر بر قسمت اعتقاد دارید اما باور کنید من ازدواج را به عنوان امر خداوند و سنت پیامبر قبول داشته و آرزو می کردم در صورتی که ازدواج کنم شوهرم یک سپاهی که همیشه فکر می کردم سپاهی مظهر مردانگی است باشد . اما قسمت چنین شد که من با یک جوان هویت طلب آشنا شده و زندگی جدیدی را آغاز نمایم…
با وجود آنکه عقاید همسرم را نیک می پنداشتم اما هیچوقت نمی توانستم نظریات ایشان را قبول کنم و همیشه با عقایدی که گریبانگیر تک تک سپاهی و بسیجی را گرفته بود مانع از آن می شد که به راحتی از چنین عقاید پوچ و بی معنی دست بردارم . تا اینکه در عید نوروز سال ۱۳۸۵ پیام تبریک رئیس جمهور را که برای فارسی زبانها بود از تلوزیون شنیدم. ساعت ۱۱ شب خواستم ببینم اخبار استانی چگونه این پیام را منعکس می کنند که دیدم از پیام رئیس جمهوری هیچ خبری نشد آن موقع فکر می کردم که شاید مسئولان صدا و سیمای آذربایجان شرقی را تعصبی دست داده است . اما بعدا فهمیدم آنها نمی دانستند چگونه به زبان ترکی بگویند احمدینژاد بر فارسی زبانان تبریک گفت .
در هر صورت آنروز روز بیداری من شد و من با دید دیگر به دنیا نگریستم . اخبار و اطلاعات آذربایجان و به طبع آن هویت خواهان را پی گیر شدم و در کمترین وقت دانستم آنچه را که تا بحال ما تجزیه طلبی فرض می کردیم کاملا پوچ و بی ارزش است . در کمتراز سه ماه اتفاق دیگری افتاد و ان همانگونه که می دانید سوسک کردن ترکها توسط روزنامهً دولتی جمهوری اسلامی بود و در این میان به خاک و خون کشیده شدن مردمی که بصورت مدنی وار اعتراض خود را بیان می کردند خواب چندین ساله مرا بیدار کرد و من کاملا فهمیدم که چقدر در زیر این عبا و قبا دستهای کتیفی پنهان شده است . هیچ وقت انتظار نداشتم رهبری را که از ایشان به عنوان رهبر مستضعفان جهان نام می بردیم نه تنها دستور کشت و کشتار مردم مستضعف و بی دفاع را داده باشند بلکه با اهانتهای ایشان که از تلوزیون پخش گردید و اعتراض کنندگان را یاغی بحساب آوردند و عومل روزنامهً ایران را با تعطیلی موقت مجددا آغاز فعالیت دادند .حرف هایی که قبلا از طاغوتی ها و قوام اسالطنه ها در مورد آذربایجان می شد و آذربایجان را سر ایران می پنداشتند اما وقتی نوبت به زبان آذربایجان می رسید کمونیست معرفی می کردند امروز نیز حداد عادل ها همان حرفها را تکرار می کردند اما چون کمونیست ریشه کن شده است پس هنگام احقاق زبانی از طرف مردم آذربایجان ، اینبار تجزیه طلب نام می گرفتند . در هر صورت اینجانب هر روز کنجکاو می شدم و راه خود را تازه یافته بودم . مطالعاتم را بیشتر کرده و وقتی تاریخ را ورق زدم دیدم از داخل مردم آذربایجان همیشه انسانهای شجاع ، با ایمان ، و دلاورانی چون بابکها ، جوانشیر ها ، نبی ها ، ستارخانها ، باقر خانها ، پیشه وریها ، خیابانیها ، و … به خواسته اند ودر مقابل ظلم و ستم ایستاده اند . اما بودند انسانهای خائن و وطن فروشانی چون کسرویها ، مجتهد شبستری ها ، معمارزاده ها ، سبحان الهی ها ، نعل بندیها ، پاک مهرها ، پرهیزگارها و … که تنها به خاطر شان و مقام خود ملت خود را قربانی داده اند . باور کنید عزیز ترین کس من که شریک زندگیم می باشد اگر صد سال تمام می خواست مرا با عقاید خود هم عقیده سازد موفق نمی شد اما شما می بینید که امروز من در اثر سیاستهای استعماری خود پان فارسیستها و نوکران آنها خودم را یافته ام و مطمئن هستم هر چقدر ایشان سعی بر نابودی ما دست بردارند به همان اندازه رسوا خواهند شد . تصور کنید امروز ارک مصنوعی و بدون تاریخ شهر بم را که در زلزله ویران شده است بازسازی می کنند و این در حالی است که ارک مکحم و ارک نماد قهرمانی آذربایجان را هر روز به بهانه های واهی ویران می کنند . اعتبار رییس جمهوری در سفرهای استانی به اصفهان به مراتب بیشتر از مجموع اعتبارات داده شده به استانهای آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل و زنگان می باشد . در اعتبار خشک سالی خبری از آذربایجان نمی شود . بر دهان سعید متین پور ها دمپایه می گذارند و می گویند به زبان مادریت ار ار کن .
فرزندان آذربایجان را در شکنجه گاههای مخوف تنها بدلیل تورک بودن اسیر می کنند . معادن و ثروتهای غنی آذربایجان را به سرزمینهای کویری سرازیر می کنند . و دهها و صدها و هزاران نمونه ظلم و جنایت که من از سال ۸۵ یه این طرف متوجه شدم هر روز با سیاستهای قرون وسطایی در مورد آذربایجان اعمال می شود .. هر روز اسامی شهرها و روستاها و کوههای آذربایجان از نام تورکی به فارسی تبدیل می شود و کسی را اعتراضی نمی باشد . اما ای خائنان و وطن فروشان : اعراب نیز نقشه های پلیدی شما را فهمیده اند و خلیج همیشگی عربی را که شما آن را نیز به فارسی برگردانده بودید مجددا به عربی برگرداندند و امروز نوبت به ترکها رسیده و پایان ظلم فرا رسیده است . چرا که به قول شیر مرد آذربایجان،عباس لسانی خرداد سال ۸۵ وعدهً یرچیده شدن ضلم و ظالمان را داده است . امروز مجتهد شبستری با بک خرمدین را بدلیل ایستادگی در مقابل خلفای عباسی که قاتلان امامان ما نیز بودند خونخوار معرفی می کند و عنوان می کند که بابک چندین هزار مسلمان خلفای عباسی را کشته است و کسی را که خلفای عباسی را مسلمان نام می گذارد بی شک معاویه ها و ابوسفیانها و ابن ملجم ها را نیز مسلمان می گویند و امروز باید طرفدار اشغالگران ارمنی که مساجد را تبدیل به طویله ها کرده اند باشند . امروز باید در مقابل خشونتهای انجام گرفته شده بر مسلمانان چچنستان و … بی تفاوت باشند چرا که طرفدار حکومت عباسی هستند . امروز رهبر جمهوری اسلامی نیز از امپراطوری رذل و کثیف هخامنشی صحبت می کند و دیگر نظام استبدادی ۲۵۰۰ سالهً طاغوتی در اوایل انقلاب جای خود را به کوروش کبیر داده است و حمایت رهبر در این خصوص
ای کسانی که می پندارید آذربایجان هیچ چیز ندارد کافی است تنها به یک سال حکومت سید جعفر پیشه وری در دوران استقلال آذربایجان نگاه کنند و ببینند که آذربایجان تنها بدلیل وابسته به مردمان خود در یک سال راه یکصد سال را پیمود . روزگاری بود که نفت جمهوری آذربایجان با پیمودن کیلومترها راه از این ور دنیا به آن ور دنیا یعنی کوبا صادر می شد در حالی که روستاهای جمهوری آذربایجان فاقد امکانات آب شرب بودند چرا که اختیار خود را نداشته اند .
اما امروز کشور ۱۵ سالهً جمهوری آذربایجان را ملاحظه کنید که با متکی به خود مسیر ۷۰ سال پیشرفت در دوران کمونیستها را در کمتر از ۱۵ سال پیمود و در ۱۵ سال پیشرفتهایی به مراتب بیشتر از پیشرفته های ۷۰ سال دوران حکومت کمونیستها کرد . و به همین منظور امروز که دولت جمهوری اسلامی از پیشرفت آذربایجان جنوبی در داخل کشور در صورت متکی به خود آگاهی دارد و اما با استفاده از نوکران خود مانع از چنین پیشرفتهایی می شود و لذا در جمهوری آذربایجان نیز با حمایت کامل از ارمنیان زمینه را برای عقب ماندگی جمهوری آذربایجان هر روز آماده می کند . اما فاشیستها نمی دانند که آذربایجان بابکها را دارد که می گوید یک روز آزاد زیستن بهتر از چهل هزار سال در اسارت زیستن می باشد
اویان آذربایجان
پدران ما همیشه از خود گذشتگی کرده اند و عفت و ناموس و وطن خود را از دست بیگانه گان محافظت کرده اند . هنگامی که دستهای بابک خرمدین را بریدند با خون خود دستی بر صورت خود میزند و در مقابل سوال کنندگان که چرا ای چنین کردی می گوید از دشمن غافل که فکر نکند صورتم در اثر خونریزی دچار زردی گشته است . و یا هنگامی را که شاعر پر آوازهً آذربایجان نسیمی را که شعرهای او تمامی سرزمین مسلمانان را فرا گرفته بود هنگام کندن پوست بدنش رنگش تغییر می یافت اما جملهً زیبای خود را حین اینکه پوستش کنده می شد بیان می کرد من آفتابی هستم و آفتاب در مقابل ظالمان تسلیم نمی شود و رنگ پریگی خود را غروب آفتاب بیان می کرد . و یا جملهً معروف شیخ محمد خیابانی که هنگام مرگ می فرمایند : کسی را که نمی ترسد ( از ظالمان ) او را مرگی نیست
عزیزان : پدران ما اسطوره های ما هستند و تنها راه خلاص ما از شئونیست ادامهً راه پدرانمان می باشد
گویند کسی که خود را به موش مردگی و خوابیدگی بزند او را توان بیدار کردن نیست . امروز شئونیسم خود را بر خوابی زده است که هیچ قدرتی را توان بیدار کردن ایشان نیست اما به لطف پروردگار زمین و زمان چنان سیلی محکمی از دست شیر مردان و شیر زنان آذربایجان خواهد خورد که خواب چندین ساله ، او را در جا سکته خواهد کرد و کنون که می بینید امثال نوری اعلا ها و پاک مهرها متوجه چنین خواب گرفتگی دوستان و اربانشان هستند از هر دری وارد می شوند تا بلکه بتوانند کاری کنند اما
دال دان آتیلان داش توپوغا دیر
باور نمی کنید پس این را نیز گوش کنید
دیروز از یکی از همکاران بسیجی که خود نیز فرزند شاهد می باشد sms ای بدین صورت برایم آمد
تانییاللار بیزی اولساق هارالی بایراقیمیزدان
دوشمیین بیر کره اللر آرالی بایراقیمیزدان
ییخمیشیخ دوشمن اوین بیز یاپیشان دان بری هر واخت
آیلی اولدوزلی اوجا اوچ بویالی بایراقیمیزدان
بدبختتان ( پاک مهرها ) من با همسرم در روز پیاده روی شرکت کرده بودم با این دروغ گویی ها به کجا می خواهید برسید
شعر معروف شیززاد بی
وطنیم تک دییرم سانما سسیم تز بوغولا
گون او گوندور کی گرک گونده مین آصلان دوغولا
اوی ظولمون داغیلااا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر